تبلیغات
خاطرات ی نوجوون شرور - محرم..

خاطرات ی نوجوون شرور

محرم..






 باز محرم شدو دلها شڪست 

از غم زینب دل زهرا شڪست  

 باز محرم شد و لب تشنـہ شد

 از عطش خاڪ ڪمرها شڪست
  
 آب در این تشنگی از خود گذشت 

دجلـہ بـہ خون شد دل صحرا شڪست 
 
 قاسم ولیلا همـہ در خون شدند

 این چـہ غمی بود ڪـہ دنیا شڪست 
 
 محرم ماـہ غم نیست ماـہ عشق است

 محرم مَحرم درد حسین است

السلام علیک یااباعبدالله




محرم ها  آمد ورفت

 اما هنوز غربت حسین را میتوانی درگوشه کنار شهر ببینی 

 همانهایی که مثلا اشک حسین می ریزند ونشانه ای ا ز این حب در رفتارشان دیده نمیشود والسلام علی من اتبع الهدی 

بانو محرم است !ماه حسین بن علی ،ماه علی اصغر حسین ماه زینب غم خوار ... 

میگویی ماه محرم هم که باشد دلت پاک باشد خدا راضی است !

 اما خدا میگوید دل پاک ظاهر پاک می آورد ! خواهرم کمی آرامتر قدم بردار خون حسین هنوز خشک نشده است !

 هنوز زینب در سوگ نشسته است ...!

بوی محرم می آید بوی آرایش غلیظ دختـــران  ، بوی عطر تند و زنونه  ،بوی مشه پسران ، بوی ...!

و بوی کسانی می آید که جیب هایشان پر از شماره ... بوی کیف های پر از وسایل آرایش... ً

بوی همه چیز می آید الا غریبی حسیــــــن در کربلا ! کیست حسین را یاری کند ؟؟ !

بانو…!

محرم است،

نمیگویم حسین را دوست بدار…

نه اصلا 

((لااکراه فی الدین))

(هیچ اجباری در دین نیست)

فقط ب احترامش..... شمشیر آرایشت را.... غلاف کن!!!!

السلام علیک یااباعبدالله

التماس دعا




♥ یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 03:44 ب.ظ توسط :) نظرات()